اسكندر بيگ تركمان

987

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

زد و خانه‌هاى ايشان را بغارت داد چنانچه بعضى اسباب و اشياء مزار نيز بغارت رفت و بر حكومت عراق عرب رقم اختصاص كشيد و چون خبر عصيان و طغيان بكرسو باشى بپايهء سرير خواندگار روم رسيد اركان دولت ايالت بغداد را بحافظ احمد پاشا نامزد نموده فرستادند كه مهمات آنجا را موافق صلاح دولت باصلاح آورد و متمردان و اهل طغيان را بجزا رساند بكرسو باشى كه دل بر حكومت عراق عرب بسته استقلال تمام يافته بود از آمدن پاشا خوفناك گشته به احكام سرحد قزلباش طرح آشنائى انداخته كس خود نزد حسينخان حاكم لرستان فرستاده اعلام نموده بود كه اين امور از روى اخلاص حضرت شاه عالم پناه از من صدور يافته من بعد دست ارادت در فتراك بندگى آن آستان زده بحمايت منسوبان آن درگاه مستظهر و اميدوارم و ملك بغداد را كه موروثى آن حضرت است به جهت آن حضرت نگاه داشته‌ام و حسينخان ملازمى همراه فرستاده او كرده بدرگاه جهان پناه فرستاده حقايق حالات بنوعى كه بتحرير پيوست عرض كرد و چون احمد پاشا بحدود دار السلام بغداد رسيد بكرسو باشى كل سپاهيان بغداد را به خود متفق ساخته تمكين او نكرد و او از اطاعت و انقياد جنود بغداد مأيوس گشته نداى العود احمد داده بازگشت و از ديار بكر حقيقت حال بدرگاه پادشاهى عرض كرد و از درگاه پادشاهى على پاشانامى مشهور بعلى پاشا كمانكش از جانب سلطان مصطفى ايالت بغداد يافته چون به آنجا رسيد درين مرتبه بكرسو باشى اطاعت گونه بظهور آورده او را بقلعه راه داد و چند روزى با او مدارائى ميكرد و او نيز بحكومت ناقصى راضى شده روزى ميگذرانيد اركان دولت سلطان مصطفى اين مسامحه و خويشتن دارى از او نپسنديده معزول ساختند و يوسف پاشانامى را نصب نمودند او كه ببغداد آمد خواست كه اقتدار و استقلال يافته متمردانرا از ميان بردارد بكرسو باشى در ملاقات روز اول مكنون خاطر او را از طرز سلوك دريافته ديگر او را نديد و بدستور تمرد و عصيان بظهور آورده با فوجى بر سر او رفته او را گرفت و طمع در اموال و اسباب او كرده بقتلش پرداخت و علانيه كوس مخالفت ميكوفت بعد از او كور حسن پاشا كه حاكم موصل بود به ايالت بغداد آمد او نيز مدخل نيافته بازگشت و بكرسو باشى كمال اقتدار و استقلال داشت شرح وقايع و باقى حالات بغداد سبب توجه موكب همايون به آن صوب و به تصرف درآمدن آن ولايت در سال آينده مرقوم قلم سوانح نگار خواهد شد . ذكر مراجعت موكب ظفر نشان و قشلاق نمودن افواج قاهره در خراسان و توجه همايون جريده و سپاهى بصوب مازندران چون مدت اقامت اردوى گردون شكوه در دار السلطنهء هرات به دو ماه و نيم كشيده مهمات ضروريه خراسان صورت انجام يافت نداى كوچ در داده عنان عزيمت بصوب مشهد مقدس رضويه انعطاف دادند و رستم محمد خان ابن ولى محمد خان را حسب الالتماس ماوراء النهر با جمعى از ملازمان معتمد مصحوب موكب مقدس گردانيدند در حدود غوريان خواجه جلال الدين اكبر غوريانى كه وزير خراسان بوده پيشكشهاى لايق كشيده كما ينبغى بلوازم خدمت و ايثار نزل اقامت پرداخته مصدر خدمات پسنديده گرديد و چون در مشهد مقدس نزول اجلال واقع شده چند روز در آن آستان